Saturday, September 11, 2004

قهرمانان رو شنايي 

بنام رو شنايي بخش عالم هستي

خرداد ماه بود....گرما بيداد ميكرد همچون تاريكي شب....مثل هميشه براي فرار از گرما و تاريكي عجله داشتم....خيابان شلوغ بود.... وازدحام مسافر.... همه مثل هم بوديم زير گرما و تاريكي(خودي و غير خودي).... همين كه تاكسي و يا مسافركشي از راه ميرسيد خودي و غيرخودي به سمت ان هجوم ميبردند... و نهايت عده اي سوار و سايرين منتظر....و مثل هميشه غرغري و لعن و نفرين بر گرما و تاريكي....

پس از چند نوبت حمله و گريز توانستم در خودروي مسافركش كنار راننده جايي براي خود بگيرم.... گرما و تاريكي هم اينجا دست بردارنبود.... براي فرار از گرما.... به راننده گفتم... بيرون خيلي گرمه!!!!... راننده د رجواب گفت .... اينجا ازبيرون هم بدتره.... چند ساعت بشين تا بفهمي!!!!! گفتم اگر ميتونستم در خدمت بودم... و از مصاحبت شما لذت ميبردم....درهمين بين راننده دست برد ونواري در ضبط گذاشت....و گفت شايد از گرما كم كنه....

موسيقي اصيل ايراني بود.... كه با هر ضرب اهنگش ... گرما و تاريكي را پنجره هاي ماشين به به بيرون ميراند...و نسيم جانبخشي را از بيرون به داخل ميراند....گفتم ... حالا بهتر ميشه تحمل كرد.... راننده گفت... چه چيزي را.... با تعجب و اينكه ميدانستم او دنبال جواب ديگري است... گفتم ... گرما را.... و براي اينكه نااميد نشود...گفتم در شب نيز براي فرار از تاريكي هم خوبه...

راننده گفت.... مگه شما از تاريكي ميترسيد....... گفتم از تاريكي نميترسم... ولي عاشق رو شنايي هستم...... و تاريكي در دل من جايي ندارد....راننده نيش خندي زد....و اينبار عاشقانه دنده را عوض كرد....

راننده با همان نيش خند...پرسيد... شما دانشجو هستيد..... گفتم مگه فرقي ميكنه.... گفت اخه شما.... گفتم نه... ولي با دانشجويان در ارتباط هستم.... گفت پس حتما استاد هستيد .... باز گفتم خير.... ما را چه به استادي ما هنوز شاگرد كلاس اول عشق هستيم....

به مقصد نزديك شده بوديم.... پرسيدم ... مسير بعدي شما كجاست.... گفت ازادي... گفتم دور ميزنيد.... گفت مگه ميشه ازادي را دور زد..... موندم كه داره شوخي ميكنه و يا جدي ميگه.... خودرو مسافركش در مقصد توقف نمود... مسافرها يكي پس از ديگري پياده شدند.... كيف پولم را دراوردم... كه راننده گفت با هم مسير هستيم.... گفتم ولي...

خودردو براه افتاد.... گفتم شما كه مسير ت ازادي بود...ولي اينطرف به.... ميرود.... راننده گفت ... مگه شما هم مقصدت ازادي نيست..... كمي شك كردم.... نوار موسيقي را با اهنگ شادتر وطني عوض نمود...

گفتم شما راجع به همه اينطور فكر ميكني.... گفت همه كه نه.... ادمهاي خاص.... كمي ترسيدم... بخودم جرات دادم و گفتم .... شايد شما هم ادم خاصي باشيد كه دنبال ادم هاي خاص هستيد........ او كه متوجه ترس من شده بود خيلي صريح جواب داد.... يعني من مامور هستم....... گفتم شايد.... اينروزها كمي اوضاع درهم وبرهم است... راننده گفت چه او ضاعي.... گفتم شما كه مسير انقلاب و ازادي كا ر ميكنيد بهتر ميدانيد....

و راننده شروع كرد و از خودش گفت....كه چندين سال در خارج زنده گي كرده... و چند سال است كه دوباره به ايران برگشته.... و از مشكلاتش... تا اينكه چند روز قبل با شدت گرفتن ... ..او را بواسطه نوشتن شعاري در شيشه عقب بازداشت... و پس از چند روز با قرار و ثيقه ازاد نمودند... برا ي اثبات ادعاي خود مداركي راهم به من نشان داد.... كه او برا ي اطمينان گوهينامه خود را نشان داد..... علي اكبر نجفي...متولد...

پرسيدم پشت شيشه جه نوشته بودي.. گفت....زمان حكومت ستمگران به پايان رسيده است..... با او كلي صحبت كردم... و سعي نمودم به او روحيه بدهم.. و بفهمانم كه رسيدن به ازادي هزينه دارد... و شما نيز كه د راين مسير كار ميكني بايد هزينه هاي ان را قبول كني.... ضمن اينكه گفتم در رابطه با جمله شما نيز... تمامي ازاديخواهان... شاعران و انديشمندان را بايد مجرم بدانيم....

به مقصد رسيديم .. از او تشكردم و ارزو نمودم در مسيري كه براي ان تلاش ميكند موفق باشد... و او نيز كه احساس ميكرد كمي سبك شده... بدون گرفتن كرايه از من خداحافظي كرد....د رهمان شب با جستجو در لابلاي اخبار سايتهاي مختلف به خبر كوچكي دررابطه او برخوردم.... حرفهاي او كاملا درست بود....

و امروز 21/6/1383... د راخبار سايت روزنامه خواندم كه....

روزنامه: علي اکبر نجفي، يک راننده تاکسي در تهران، که در بحبوحه تظاهرات خرداد ماه سال گذشته به جرم نوشتن جمله؛ "زمان حکومت ستمگران به پايان رسيده است" بر روي خودروي مسافرکشي خود در منطقه ستارخان در تهران بازداشت و به زندان اوين منتقل شده بود، از سوي شعبه 14 دادگاه انقلاب به 6 سال زندان محکوم شده است.

حال از خود ميپرسم ... ما و تمامي انان كه براي رو شنايي قدم برميدارند... براي اين شخص .. كه نه از سكولاريسم چيزي ميداند.... و نه از اطلاعيه هاي دقيقه اي ( خود و غير خودي)در لعن و نفرين تاريكي خبري داشته....و تنها در فكر روشن نمودن شمعي(برا ي رهايي از تاريكي) با بضاعت خود بوده.... چه كار كرديم...ايا اعتصاب غذا كردن... حمايت كردن و نوشتن... و جلوي درب اين سازمان و ان سازمان... جمع شدن توانست مشكل اور ا حل كند.... او با دل خود و عاشقانه امده بود... تا شمعي روشن كند...

ولي امروز با راي صادره... شايد شمع وجود او نيز خاموش شده و خود را غرق تر از هميشه در تاريكي ميبيند و ما مدعيان مبارزه.... با اين همه عقلا.... قاد رنيستيم برا ي او كار ي بكنيم... چون همه ما به روشهاي پيچيده فكر ميكنيم... غافل از اينكه او هم قهرماني است از همين تودهها... و شايد برتر از انان كه برايشان هورا ميكشيم و كف ميزنيم....جون او با دل خودو عاشقانه امده بود براي رسيدن به رو شنايي.... بالاترين مدالها و جامها برا ي ملتي.....

و اگر ماهم داعيه عشق داريم... بياييم و به اين فكر كنيم.... كه اگر همه ما با خروش عاشقانه... درروز موعودي... ودر ساعت معيني... فقط يك شمع در پشت هر پنجره.... در كنار يك درخت تنها.... و نهايت در تمامي وطنمان براي سپاس از اين قهرمان و ساير قهرمانان روشنايي... روشن نماييم....بار ديگر شاهد خروش عاشقانه رودخانه ملت خواهيم بود... كه با دستان دل و روشن نمودن شمعي ناچيز....سكوت و تاريكي كوير را بار ديگر درهم ميشكند....

به معجزه نور شمع فكر كن


Saturday, August 14, 2004

بازي با ارزشها علت زايش و تداوم استبداد 

بازي با ارزشها علت زايش و تداوم استبداد

پاسخ به سوال سايه سعيد سيرجاني

مدتي بود كه بعلت گرفتاري و كم حوصله گي و شايد مثل همه دوستان زدهگي از مسائل سياسي ، تمايلي به نوشتن و حتي به روز نمودن وبلاگ خود نداشتم و تنها دقايقي را در شبها جهت اطلاع از اخبار و وقايع به برخي از سايتها سري ميزدم تا اينكه امروز در سايت رو شنگري با مقاله انديشمند مبارز سايه سعيد سيرجاني با موضوع.....

ظهور عجيب الخلقه اى با نام حكومت جمهورى اسلامى
رو برو شدم كه در ابتداي مقاله خود اين سوال را مطرح نموده بودند....

مى پرسم علت باقى ماندن حكومتى چنين چه بوده؟

كه البته ايشان در پاسخي جسورانه به تمامي عواملي كه در بقا و تداوم استبداد حاكم اشاره نمودند بدون انكه به ريشه ها و علل واقعي زايش و تداوم حكومت استبداد نگاهي محققانه بياندازند در ادامه همان ريشه ها و علل گرفتار بازي ارزشها شده و همچون مهره سربازي كه تصور ميكند سفيد است سعي دارد در يك حركت به قلب مهرهاي سياه بزند تا شايد راهي براي كيش و مات شدن شاه سياه فراهم ايد....

در گذشته در طي مقالاتي بر اساس حال و هواي روز اشاراتي به بازيهاي ارزشي نموده بودم ليكن با خواندن مقاله سركار خانم سيرجاني تصميم گرفتم كه براساس درك و فهم خود از گذشته و حال پاسخي به سوال ايشان بدهم كه از نظر خوانندگان محترم نيز ميتواند داراي پاسخي باشد كه انعكاس ان ميتواند مارا در شناختن وضعيت و شرايط خود در برابر استبداد ياري رساند...

سياوش تهراني

بازي با ارزشها علت زايش و تداوم استبداد

همه انسانها با تمامي گرايشات سياسي حاكم بر اطرافشان پس از تولد دچار انتقال مفاهيمي همچون سياهي و سفيدي ..... خوبي و بدي .... زشتي و زيبايي..... و نهايت خدا و شيطان ميگردند و هريك متناسب با شرايط يادگيري و گرايشات اطرافيان خود به يكي از مفاهيم فوق گرايش ميكنند....در صورتيكه از نظر قوانين فيزيك سياهي رنگ نبوده و ناشي از فقدان رنگ بواسطه نبود نور بوده و سفيدي نيز تركيب تمامي رنگها است... و بر اساس اين قانون ميتوانيم در يك محيط ازمايشگاهي با تاريك نمودن كامل ازمايشگاه سياهي نسبي را بر فضاي ان حاكم نماييم كه تمام اشيائ ان علي رقم داشتن رنگهاي متفاوت سياه هستند . حال اگر با چراقي كه كه داري انواع فيلتر رنگي است رنگ مورد نظر خود را براشيا بياندازيم شيئ مورد نظر ديگر به رنگ خودمنعكس نميگردد بلكه رنگ مجازي حاصل از تركيب رنگ خود با رنگ نور تابيده شده پيدا خواهد كردكه بواقع يك نوع بي هويتي از نظر رنگ خواهد بود سفيدي كه ناشي از تركيب رنگهاست و سياهي كه ناشي از فقدان نور است.

عملكرد اربابان جهان وعوامل انان در حكومت برملتها در جهت غارت ثروتها و منابع اقتصادي انان خارج نمودن نورواقعي از محيط(ايجاد تاريك خانه) و قرار دادن انسانها در برابر فيلترهاي مختلف است كه گروهي تصور ميكنند سفيد مطلق هستند و پس بقيه سياه مطلق در صورتيكه همه انها رنگ متفاوت دارند و اين فيلترها به انها رنگ مجازي سياه و سفيد داده و بواقع نوعي بي هويتي.... و تاريخ اثبات نموده كه قرار گرفتن همين انسانهادر نور واقعي و يافتن هويت خود چه تغييرات مهمي را در تاريخ بشريت ايجاد نموده است.

جامعه امروز ما همانند تاريك خانه ايست كه اجازه ورود نور واقعي به ان نميدهند تا همه به شكل واقعي خود نمايان گردند بلكه استبداد با فيلتر گذاري بر روي منبع نور با دگرگون نمودن هويتها سفيد و سياه مجازي ميسازد تااين مهرها براي تامين منافع انان به نبردي مجازي بپردازند يكي ميشود حسين و يكي شمر....

بله امروز بقاي استبداد در همين سياه و سفيد نماييهاست ... و بازي با ارزشهاي حاكم بر سياه و سفيد

و و ظيفه اصلي ازاديخواهان واقعي تابانيدن نور واقعي بدون فيلتر به تاريكخانه استبداد است و در ابتدا بايد خود را در معرض اين نور قرار دهيم تا ديگر الت دست و مهره استبداد در اين جنگ مجازي نباشيم.

در جايي خواندم كه ازاد ترين ملتها ، ملتهايي هستند كه به فرهنگ و اداب و رسوم خود وفادار هستند و بلعكس ملتهايي كه دچار بي هويتي از نظر فرهنگي شده اند مستعد استبداد در رفتار و حكومت ميباشند.

بطور مثال اگر روزي را بنام روز لباس تعيين كنيم و در ان روز تمامي زنان و مردان با قوميتها مختلف ايراني لباس محلي خودر ا بپوشند و در اماكن عمومي ظاهر شوند .... ايا ان روز روز مرگ استبداد نيست...

بطور مثال اگر روزي را به نام روز غذا تعيين كنيم و در ان روز تمامي مردم در پاركها و ميادين غذاهاي محلي خود را بپزند و معرفي نمايند..... ايا ان روز روز مرگ استبداد نيست.....

و رو زهاي ديگري كه با رفتا رهاي ما ميتواند موجب تداوم استبداد و يا مرگ و نابودي ان گردد.


Tuesday, March 16, 2004

ربا خواري و نزول خواري ، دستاوردهاي باشكوه استبداد 

استبداد حاكم در پي تحكيم و تداوم خود و با تاسي از فرمان اربابان، در ايجاد و تحميل فشارهاي اقتصادي برملت با ترويج سازمان يافته رباخواري و كمك به توسعه باندهاي نزولخوار ضمن فراهم نمودن شرايط مطلوب در زمينه غارتگريهاي خود موجب تشديد فشارهاي افتصادي برملت گرديده است. امروز با نكهاي وابسته به استبداد با رساندن بهره به بالاي 30 درصد بويژه در رابطه با مسكن روي كشورهاي ديگر كه از نظر انان بي دين ميباشند را سفيد كرده است ود راين بين نيز با ايجاد شبكه دلالان علاوه بر اخذ بهره فوق ، حداقل 10 درصد نيز از بابت دلالي تشكيل پروندهاي وام عايد اين شبكه ميگردد كه عملا استفاده كنده واقعي را در باز پرداخت ان دچار مشكل مينمايد در حاليكه شبكه نزولخواران با ترفندهاي مختلف و زدو بندهاي پشت پرده با مسئولين با اخذ تسهيلات از بانكها با كمترين نرخ بهره نسبت به ورود اين تسهيلات به بازار در مقاصد نزولخواري خود از طريق فروش قسطي موبايل خودروو..... اقدام مينمايند و برخي نيز علنا بصورت مستقيم نزول ميدهند كه نرخ بهره ساليانه ان بين 50 تا 80 درصد در سال ميگردد. و اخيرا نيز شركتهاي خودرو سازي با توجه به افزايش توليد و كمبود تقاضا با استفاده از روش بانكها با قرارداهاي اجاره به شرط تمليك با دريافت حداقل 30 درصد بهره و كار مزد خودرو قسطي به ملت ميفروشندو هزاران اقدام ديگر از جمله فرو ش اوراق مشاركت، و دلالي در بورس سهام و ..... همگي مبتني بر ربا خواري ونزولخواري است كه ميتوان از ان بعنوان دستاوردهاي با شكوه استبداد نام برد، كه با توجه به اثار شوم اقتصادي ان در گسستن روايط اجتماعي موجب ايجاد ثروتهاي باداورده و نيز ورشكستي عده زيادي شده است و بيشك نيز توسعه فحشا و اعتياد را ميتوان در ارتباط با ان ديد. لذا به نظر ميرسد در مبارزه ازاديخواهان با استبداد يكي از راه كارها اگاهي ملت در زمينه اين عملكرد استبداد و ايجاد همبستگي در برخورد باسرپنجه هاي استبداد يعني ربا خواران و نزولخواران است كه بانكها و تشكيلات سازمان يافته استبداد ميتواند مورد نظر قرار گيرد . بهر ترتيب پايداري استبداد در شرايط امروز جامعه ما صرفا برمبناي منابع اقتصادي است و با توسعه تحريمها و قطع كردن منافع اقتصادي استبداد براحتي ميتوان ان را نابود كرد.

Sunday, March 14, 2004

تازه ترين واكنش عوامل استبداد به حركت ازاديخواهان در چهار شنبه سوري 

با درود به تمامي ازاديخواهان و مبارزين با استبداد، عوامل استبداد در تازه ترين واكنش نسبت به حركت ازاديخواهان در چهار شنبه سوري سراسيمه نسبت به تصويب قانون مجازات سنگين براي نگهداري و حمل و.... مواد محترقه اقدام نموده اند كه در مقايسه با قوانين مربوط به مواد مخدر بيسابقه ميباشد كه نشان از عمق ترس استبداد از ااين حركت ازاديخواهانه است و درصد د هستند با ايجاد رعب ووحشت ازاديخواهان را مرعوب خويش نمايند لذا از نظر ازاديخواهان اين اقدام استبداد يك پيروزي ديگر براي ملت است كه استبداد را وادار به واكنش نموده است . بر همه ما مشخص است كه با همبستگي در حركت هاي ازاديخواهانه خواهيم توانست با عقب راندن استبداد تا نابودي كامل ان ازادي و دمكراسي را براي هميشه در اين مرزو بوم ايجاد نماييم . و تاكيد اينكه چهار شنبه سوري امسال روز همبستگي ملي برعليه استبداد است

Tuesday, February 17, 2004

پيش نويس بيانيه اعلام موجوديت شوراي همبستگي 

… بيانيه اعلام موجوديت شورای همبستگی وبلاگهای سياسی

به نام خدای آزادی و انصاف
و
با درود به روان پاک تمامی شهدای راه آزادی و آبادی وطن
عبور از استبداد پيش نياز ازادي و دموكراسي

در مقطع حساس کنونی، که فضای سياسی ايران در حالت شناور و متغيری به سر می برد، نیاز به سازماندهی نيروهای آزاد انديش و مبارزين راه آزادی ميهن بسيار ضروری به نظر ميرسد.
بر همگان آشکار و مبرهن است که چشم انداز فردای ايران روشن خواهد بود در صورتی که امروز به درستی حرکت کنيم و با همبستگي تمامي آزاديخواهان، به نبرد استبداد و مستبدين برويم.
در اين شرايط حساس،شورای همبستگی وبلاگهای سياسي با هدف آگاهی بخشی و مکانیزه کردن مبارزات آزادی خواهانه ایرانیان بر پایه اطلاع رسانی نرم افزاری و ضمن احترام به مقدسات،عقاید و باورهای همه اقوام و اتباع ایرانی اعلام موجوديت ميکند و با افتخار گام در راه مبارزه با استبداد مينهد تا با عبور از استبداد بستر ازادي و دموكراسي برای ساختن ايرانی در شان و منزلت ملت آزاديخواه و با فرهنگ ايران فراهم گردد.
معتقدیم که برهه کنونی بسیار سرنوشت ساز است. بر این باوریم که مقطع حاضر میتواند به نقطه عطف مبارزات ملی تبدیل گردد و این را ممکن نمی دانیم مگر با آگاهی رسانی صحیح به نیروهای مبارز و سازماندهی معقولانه مبارزات آنها در عبور از استبداد.
امیدواریم در راهی که برگزیده ایم ثابت قدم باشیم و با مدد از خدای آزادی و انصاف، تا خشکاندن کامل ریشه های استبداد، انحطاط، عوامفریبی و جهالت و قطع دستانی که با سپر نمودن دين و مقدسات در طول سالیان اخیر ضمن به سخره گرفتن اعتقادات ملت حکم عقب ماندگی ايران و ايرانی را امضا کرده است، از پای ننشينيم.
قطعاً در اين راه پر فراز و نشيب دست همه ايرانيان آزادانديش،آزاده، مبارز و آگاه را به گرمی ميفشاريم و از همه ازاديخواهان و روشن فکران صميمانه ميخواهيم كه با ملحق شدن به رود خروشان همبستگي اتش استبداد را براي هميشه در اين مرزو بوم خاموش نمايند.

جاويدان باد نام ايران سرفراز باد خاک ايران


شورای همبستگی وبلاگهای سياسی

چهارشنبه،20 اسفندماه 1382 خورشيدی
10 مارس 2004 ميلادي


Wednesday, December 17, 2003

بعدازتحريم انتخابات چه بايد كرد؟ 

با درود به تمامي مبارزان راه ازادي ايران و تشكر از دوستان عزيزي كه دربحث دموكراسي تفسير بردار نيست، ميتوانيم نتيجه گيري نماييم كه هر جهان بيني و يا تفكر جمعي داراي اصولي زير بنايي و تغيير ناپذير است ليكن فروع روبنايي ان متناسب با رشد و توسعه جوامع ميتواند مورد تفسير قرار گرفته و در صورت حفظ هماهنگي با اصول قابل تغيير ميباشند ليكن در صورت عدم انطباق با اصول دچار نوعي تعارض و بن بست شده كه براي رهايي از ان امكان تغيير اصول نميباشد چراكه ذات جهان بيني و يا تفكر مبتني بر اصول بوده و تغيير اصول بمعني تغيير و يا بعبارتي فرو پاشي جهان بيني است.

امروز همه انان كه در حمايت از دموكراسي سينه چاك ميكنند در تفسير هاي خود مهمترين ابزار دموكراسي و انعكاس خواست جمعي يعني انتخابات را مورد تحريم قرار ميدهند و هيچگاه در همان تفكر جمعي و تفسير خود اشاره به بعد از تحريم و روشهاي مبارزه مردم نميكنند و من بعنوان يك ايراني اسير دردست استبداد از همه انان كه بر طبل تحريم انتخابات ميكوبند سوال ميكنم بعد از ان چه بايد كرد؟ ايا بايد منتظر باشيم تا با گذشت ساليان ديگر و هدر شدن عمر ملت با التماس به محافل بين المللي بخواهيم كه به داد ما برسند.

و يا اينكه در دور باطل ديگري انتظار داشته باشيم كه ملت را در تظاهرات بدون سازماندهي شده و رهبريت مورد قبول به قربانگاه سلاخان استبداد بفرستيم ، و مستانه در تريبونهاي تبليغاتي خود از فرو پاشي بدون اشاره به نظام بعدي سخن بگوييم .

انچه كه واضح است پرونده خشونت و انقلاب به سبك دهه هاي 60 و70 بطور كامل بسته شده و ملتها ديگر مشتري ان نيستند چراكه دانسته اند مستبدان امروز همان طلايه داران انقلاب با خشونت هستند.

به صراحت بگويم ملت افريقاي جنوبي سالها مبارزه نمود تاحق راي براي خود كسب نمايد و سياهان در قدرت مشاركت نمايند انان در راه رسيدن به اين موضوع سختي ها و شكنجه ها ديدند و عاقبت با تحريم خريد از فروشگاههاي سفيد پوستان و قطع منافع اقتصادي انان حقوق خود را كسب نمودند ليكن ميبينيم كه از دل همان جريان حق طلبي و دموكراسي خواهي نيز نيز عده اي فرصت طلب بفكر چپاول ملت در طلب قدرت ملت را بازيچه اعمال خود قرار ميدهند و امروز ملت ما نيز در پي سالها مبارزه توانسته حداقل حق رايي داشته باشد و كو ركورانه انر ا نيز ازدست ميدهد تا عده اي فرصت طلب چه اقتدار گرا چه اصلاح طلب و چه مخالف خارج نشين بتوانند در اينده از اين نمد كلاهي براي خود بدوزند.

بنده بارها گفته ام كه اولين و اساسي ترين مشكل مردم استبداد زده گي انان است و براي رسيدن به ازادي و دموكراسي بايد از استبداد عبور نمود چهره كريه استبداد امروز تنها و تنها بر پايه منافع اقتصادي انان استوار است و همه ما بنحوي در تداوم و پايداري ان ناخواسته تلاش ميكنيم و تنها روزنه برون رفت از وضعيت موجود همان حق راي ناقابل بود كه ميباست تحريم گردد تا من و امثال و من سالهاي ديگر در اسارت استبداد باشيم.

بياييم يكبار فارغ از همه زدو بندهاي سياسي درست به موضوع نگاه بكنيم اگر فردي پيشاني پاك همچون خانم شيرين عبادي كه امروز داراي موقعيت جهاني است بيايد و از عده اي از كانديداهاي غير وابسته و ازاديخواه حمايت كند ايا بايد انتخابات را تحريم كرد و يا اينكه تمامي ازاديخواهان گمنام كه دستي بر اينترنت دارند با تبليغاتي فراگير ملت را در حمايت از جريان مزبور به پاي صندوق هاي راي بياورند و در يك رفراندوم پنهان استبداد را ضربه فني نمايند.

در خاتمه از اناني كه برپاي تحريم ايستاده اند تقاضا دارد برنامه بعد از تحريم براي ادامه مبارزه را كه مورد قبول تمامي تحريم كنده گان است ، ارائه دهند و و يا اگر درصدي به موضوع تحريم شك دارند نسبت به نظر بنده در خصوص فعال شدن ازاديخواهان از طريق شيرين عبادي و شركت فراگير در انتخابات اظهار نظر فرمايند .


با تشكر از توجه شما
عبور از استبداد پيش نياز ازادي و دموكراسي

Monday, December 01, 2003

بازي جديد استبداد 

بنام خداوند بخشنده مهربان

عبور از استبداد پيش نياز آزادي و دموكراسي

با درود به تمامي مبارزين در راه نابودي استبداد و استقرار ازادي و دموكراسي

شايد در گذشته تصور براين بود كه دوره حكومت مغولها در ايران سياه ترين بخش تاريخ تمدن ايران باشد ليكن امروز ميبينيم كه در عصر تكنولوژي و توسعه ارتباطات عده اي مجهول الهويه با تكيه بر ابزار دين و سوء استفاده از اعتقادات مذهبي ملت وقاحت و روسياهي را به حدي رسانده اند كه گستاخانه ازبلندگوهاي استبداد تبليغ پيوستن ايران به اتحاديه عرب را مينمايند و جالب است كه طرح موضوع از سوي كساني صورت ميگيرد كه خود را اصلاح طلب ميدادند و فلسفه وجوديشان ناشي از اراده ملت است، انان كه قبل از دوم خرداد 76 شعار ايران براي ايرانيان ميدادند امروز در عمل به ايران براي اعراب رسيده اند و در جهت بقاي استبداد به دنبال عضو شدن در اتحاديه عرب هستند .

انروز كه ازاديخواهان فرياد ميزدند كه يك عرب در راس قوه قصابييه قرار گرفته و يا سياست گذاران تار يكخانه اشباح رگ وريشه عرب دارند ، موضوع براحتي ماست مالي شد و امروز ميبنيم كه در ادامه همان راه موضوع عضويت ايران در اتحاديه عرب مطرح ميشود .

البته از منظر ديگراين موضوع ميتواند بازي جديد استبداد در ايجاد شرايط احساسي براي ملت بمنظور كشاندن انان به پاي صندوق هاي راي انتخابات مجلس هفتم باشد كه نااميدانه تلاش مينمايند تا از اين بازي سياه و خطرناك عده اي مخالف صوري تراشيده و مردم را بدنبال انان براه اندازند كه ما در مخالفت با اين طرح در مجلس هفتم به مقابله خواهيم پرداخت و مردم بي خبر از همه جا همانند دوم خرداد در تله استبداد افتاده و مجددا به انان فرصت دهند تا چند سالي را به غارت و چپاول خود بپردازند لذا بر همه ازاديخواهان وظيفه است با افشا چهره عواملي كه در مخالفت با اين موضوع مطرح ميشوند اقدام و چهره واقعي انان را در ارتباط با استبداد و غارتگريها رو نمايند.

در صورت صحت فرض فوق نيروهاي ازاديخواه نيز ميتوانند با محوريت رهبريت درحال تشكيل با معرفي كانديداهاي خود و استفاده از همين ابزار يعني مخالفت با عضويت در اتحاديه عرب از برگ هاي حريف جهت پيروزي بر استبداد و تسخير مجلس هفتم استفاده نمايند پس مجددا ضروري است كه انديشمندان ازاديخواه با تعمق و تدبير در مسئله فوق نسبت به ارائه راه كار مناسب جهت استفاده از شرايط ايجاد شده توسط استبداد اقدام نمايند.

شما چگونه ميانديشيد.




This page is powered by Blogger. Isn't yours?