Friday, June 06, 2003
عبور از استبداد
پيش نياز آزادي و دموكراسي
تمدن كهن و فرهنگ هزاران ساله، يكي از بزرگترين سرمايه هاي ملي ما ايرانيان است كه هميشه مابه داشتن ان افتخار كرده ايم، ليكن اين فرهنگ در تداخل با فرهنگهاي وارد شده، دچار نوعي استحاله شده است و تنها اصلي كه دران ثابت و بدون تغيير باقي مانده، استبداد بوده است، چراكه سردمداران فرهنگهاي وارد شده بعلت در دست داشتن حكومت ،ادامه اصل استبداد را در جهت منافع اقتصادي خود و چپاول ثروتها ملي ، موثر ديده اند، لذا با سود جويي از تفكر استبدادي حاكم بر تمدن و فرهنگ ما، بر طبل استبداد حود كوبيده اند.
استبداد حاكم بر فرهنگ ما حتي ساير فرهنگها از جمله فرهنگ اسلامي را دچار تاثير نموده و استبداد را بصورت خلفا (انتخاب پسر بعد از پدر) در حكومت اسلامي نهادينه نمود و امروز همين فرهنگ در قالب حكومت ولايت فقيه تجسم يافته است . وبصراحت بايد به اين باورو فرهنگ غلط اعتراف كنيم كه استبداد پروري در فرهنگ مانهادينه شده است، بطوريكه براي آزادي هم دنبال رهبر ميگرديم، رهبري كه زاييده همين تفكر استبدادي است و عاقبت خود ادامه دهنده استبداد.
كساني كه امروز بر سر نبودن آزادي ودموكراسي چله نشين شده اند در جريان سخنراني رضا پهلوي در تورنتو كانادا بخوبي نشان دادند كه حتي 25 سال زندگي در اروپا و امريكا نتوانسته تفكر استبداد خواهي را از انان دور نمايد، كسي كه حتي تحمل يك نفر مخالف خود را ندارد، چگونه داعيه آزادي و دموكراسي را دارد و كسي كه قادر به اعتراف اشتباهات گذشتگان نيست،چگونه ميتواند در مقابل اشتباهات عوامل حكومت فرضي خود در آينده بايستد.
استبداد، يعني تماميت خواهي در حوزه فكر و انديشه و انحصار در منابع اقتصادي و مشكل امروز ما همين تفكر رايج است كه حتي رسيدن به ازادي و دموكراسي را در انحصار گرفته ايم، البته ناگفته نماند كه ريشه اين استبداد گري و استبداد طلبي تماما در رفتارهاي اقتصادي ومصرفي ما مشهوداست بقولي اگربراي شمر هم حلواي مفت بدهند، فاتحه ميفرستيم.
امروز بين ما و آزادي و دموكراسي دره اي وجود داردبنام استبداد با عمق تمدن هزار ساله ولي به عرض يك قدم و ما هيچگاه نحواسته ايم در طول تاريخ از اين دره عبور نماييم، بخاطر اينكه بنده مصرف بودايم و بيشتر به نجواهاي شكم خود گوش داده ايم، به راحتي فكر كرده ايم.
اينك فرصت ديگري در تاريخ فراهم شده كه يكبار به سخن دل و مغز گوش فرا دهيم و با قدمي مصمم از اين دره براحتي عبور نماييم و برا ي هميشه طومار استبداد را درهم پيچيم، و دراين حركت مهم نيست كه چه كسي قدم اول را برميدارد ، مهم اين است كه هركس مسئول عبور خود از استبداد است و شكستن استبداد طلبي در وجود خود.
پس تو اي هموطن كه به اين باور رسيده اي، ضمن درخواست از گروههاي سياسي(كه بدانها اعتقاد داري) براي تشكيل شوراي همبستگي براي رهايي از استبداد، خود نيز بعنوان يكي از سربازان اين شورا، آماده درهم شكستن استبداد باش.
پيش بسوي اتحاد و تشكيل شوراي همبستگي براي رهايي از استبداد
سياوش تهراني
اولين سرباز شوراي همبستگي براي رهايي از استبداد
Mail ad. rah_e_omid @yahoo.com
سخني با اهل شكم
(شكم خواهي يا آزاديخواهي)
بعلت بيماري مادر همسرم و لزوم پرستاري از ايشان توسط همسرم اين چند روز وظيفه اداره منزل و نگهداري بچه ها بعهده من بود و نتوانستم مقاله اي را آماده و ارائه نمايم، ليكن در مراودات انجام شده خمير مايه چند مقاله در ذهنم تهيه شده كه در روزهاي آتي بخدمت دوستان ارائه شد. ضمنا در اين چند روز متوجه شدم كه همسرم چه وظيفه سنگيني را در منزل بردوش دارد و با درود بر ايشان، به كليه زناني كه در جهت حفظ و اداره منزل و يا فعاليت مضاعف در خارج منزل، براي معيشت حانواده، تلاش مينمايند ، سلام وخسته نباشيد عرض مينمايم و اميدوارم در فرداي رهايي از استبداد اين بزرگواران دو شادوش مردان در آباداني ايران و تربيت جوانان اين سرزمين نقش واقعي خود را ايفا نمايند.به اميد انروز.
امروز بعداز ظهر بعد از بهبودي حال ما در همسرم و بازگشت همسرم به منزل و تحويل بچه ها به ايشان فرصت كردم سري به پاتوق در محل بزنم. در راه رفتن برخي از دوستان را ديدم كه جوياي غيبت من بودند كه ناگزير چندين بار موضوع را مطرح كردم . در پاتوق كسي نبود. هوا كم كم تاريك ميشد و صداي اذان مسجد به گوش . تا انتهاي خيابان قدمي زدم و برگشتم. دونفر از بچه هاي جوان محل در پاتوق بودند، بعد ازسلام وعليك مختصري يه راست رفتيم سر مسائل سياسي......
يكي گفت: 500 نفر از القاعده را گرفتن، ديگري در جواب گفت:همش زير سر جنتي و سپاه است.
اولي گفت: نه بابا سند دست داشتن دفتر رهبر هم رو شده. دومي گفت اگه فشار آمريكا نبود اونا را نميگرفتند، ميدوني در شكارگاه شاه بودند و صفا ميكردند.
گفتم: بچه ها خيلي بروز شديد اين همه مطلب از كجا؟ هردو نفر باهم گفتند : مهندس اينترنت.
گفتم : خوبه ، اخرش چي؟، همه منتظريد كه امريكا براي شما كاري بكنه و اگر هم بكنه در جهت منافع ملي خودش ميكنه حتي به قيمت موندن استبداد در غالب محافظه كار و يا اصلاح طلب.
دونفر نگاهي بهم كردند ويكي از انها گفت: مهندس مگه شماهم با آمريكا مخالف هستيد؟
گفتم : من تنها با استبداد مخالفم چه امريكا باشه ،چه شاه باشه، چه ولايت باشه، چه اصلاح طلب باشه و چه جمهوري خواه باشه .
يكي ديگه از اونها گفت: هركي غير از اينها باشه به ما آزادي ميده.
گفتم : دوست عزيز اولا آزادي دادني نيست، چون اوني كه بده، بعدا خودش هم ميگرد پس بايد ازادي را بدست اوري و بابت بدست اوردن و نگهداري ان هرينه سنگيني بپردازي و ثانيا ازادي كه ديگران بتو ميدهند از استبداد امروزدست كمي نداره چون ازدي دادني برابر است با بي هويت كردن و ازدست دادن اصالت و فرهنگ و در نهايت معنويت. امروز نيز ما دچارهمين مسئله هستيم. فكرش را بكن ، مواد مخدر فراوان، فاحشه هرمدل كه بخواهي در خانه ها عفاف و بازار ازاد، فقط مونده يه كاباره و دانسينگ ومشروب كه با كمي فشار از ناحيه آمريكا و اروپا اونهم رسما داير ميشه.
خوب اينهم ازادي تو ، ديگه چي ميخواي؟ صبح تا شب برو جون بكن به عشق كاباره ودانسينگ، ولي غارت و غارتگر باقي ميمونه و آش همون آشه و لي كاسه اش را عوض ميكنند.
اوني كه تو ميخواي همون شكم خواهي نه ازادي هرموقع جلو شكمت را گرفتي و از بندگي براي ان رها شدي اون روز تو آزادي را بدست اوردي، براي انسان ازاديخواه كباب و مرغ و جوجه با تكه ناني فرق نداره ، تنها چيزي كه براي اون مهمه اينكه ازادي خود را با كباب و مرغ و جوجه عوض نكنه؟
پس اونهايي كه الان دارن با ماشينهاي اخرين مدل و زنهاي انچناني در رستورانهاي بالا شهر ميخورند و بعد...... انسانهاي ازاده اي هستند ، مسلما كه نه اونها ازادي را با عيش و عشرت اشتباه گرفته اند.
البته اين رو هم بگم من نه با كاباره مخالفم و نه با دانسينگ و نه با مسجد وكليسا من با هركسي كه بخواهد ازادي مرا در انديشيدن ، تلاش براي توسعه كشورم و توزيع عادلانه ثروت بگيرد و مرا بي هويت كند مخالف هستم چه اخوند باشه ، چه شاه ،چه كمونيست وچه جمهوري خواه.
به ساعت نگاهي كردم، نزديك ده بود ، گفتم بچه ها همه اينها حرفه بايد خودومون براي روز عمل آماده كنيم ، يعني 18 تيرماه.
يكي از اونها گفت : بله رضا پهلوي هم گفته تو اينروز خبرهايي است.
گفتم: بله، اگر ملت ايران بتواند با مبارزه اصولي و بدور از خشونت و با كمي غيرت و گرفتن جلوي شكم،
سيستم اقتصادي استبداد را كه سوخت حكومتش را تامين ميكنه را بايك تحريم اقتصادي فراگير، فلج كنه ملت ايران براي هميشه از شر استبداد خلاص ميشه و آقاي رضا پهلوي و يا هركس ديگر كه سوداي حكومت در سر را داره، ديگر بفكربازگشت استبداد نمياندازه. شايد در فرداي آزادي در صورت ارانه دادن برنامه مناسب از سوي او خود منهم بعنوان رئيس جمهور به ايشان راي بدهم، اخه من اونو در مسابقه فوتبال از نزديك ديده ام.
هردو باهم گفتند : راست ميگي مهندس
گفتم : بله، در اين ارتباط مقاله اي را نيز در وب لاگ براي ازادي ايران نوشته ام ، وقت كرديد سري به ان بزنيد، بد نيست.
http://forfreeiran.bloggspot.com
با گفتن حتما و بفكر 18 تيرماه از همديگر خداحافظي كرديم.
راستي برداشت شما از ازادي چيست؟ و براي 18 تيرماه در فكر چه نوع مبارزه اي هستيد؟
ضمن احترام به عقايد شما فقط خواهش ميكنم بهترين و عاقلانه ترين راه براي مبارزه راانتخاب كنيد تا ديگر حسرت فرصتهاي از دست رفته را نخوريم.
پيش بسوي اتحاد و تشكيل شوراي همبستگي براي رهايي از استبداد
سياوش تهراني
اولين سرباز شوراي همبستگي براي رهايي از استبداد
Mail ad. rah_e_omid @yahoo.com
(شكم خواهي يا آزاديخواهي)
بعلت بيماري مادر همسرم و لزوم پرستاري از ايشان توسط همسرم اين چند روز وظيفه اداره منزل و نگهداري بچه ها بعهده من بود و نتوانستم مقاله اي را آماده و ارائه نمايم، ليكن در مراودات انجام شده خمير مايه چند مقاله در ذهنم تهيه شده كه در روزهاي آتي بخدمت دوستان ارائه شد. ضمنا در اين چند روز متوجه شدم كه همسرم چه وظيفه سنگيني را در منزل بردوش دارد و با درود بر ايشان، به كليه زناني كه در جهت حفظ و اداره منزل و يا فعاليت مضاعف در خارج منزل، براي معيشت حانواده، تلاش مينمايند ، سلام وخسته نباشيد عرض مينمايم و اميدوارم در فرداي رهايي از استبداد اين بزرگواران دو شادوش مردان در آباداني ايران و تربيت جوانان اين سرزمين نقش واقعي خود را ايفا نمايند.به اميد انروز.
امروز بعداز ظهر بعد از بهبودي حال ما در همسرم و بازگشت همسرم به منزل و تحويل بچه ها به ايشان فرصت كردم سري به پاتوق در محل بزنم. در راه رفتن برخي از دوستان را ديدم كه جوياي غيبت من بودند كه ناگزير چندين بار موضوع را مطرح كردم . در پاتوق كسي نبود. هوا كم كم تاريك ميشد و صداي اذان مسجد به گوش . تا انتهاي خيابان قدمي زدم و برگشتم. دونفر از بچه هاي جوان محل در پاتوق بودند، بعد ازسلام وعليك مختصري يه راست رفتيم سر مسائل سياسي......
يكي گفت: 500 نفر از القاعده را گرفتن، ديگري در جواب گفت:همش زير سر جنتي و سپاه است.
اولي گفت: نه بابا سند دست داشتن دفتر رهبر هم رو شده. دومي گفت اگه فشار آمريكا نبود اونا را نميگرفتند، ميدوني در شكارگاه شاه بودند و صفا ميكردند.
گفتم: بچه ها خيلي بروز شديد اين همه مطلب از كجا؟ هردو نفر باهم گفتند : مهندس اينترنت.
گفتم : خوبه ، اخرش چي؟، همه منتظريد كه امريكا براي شما كاري بكنه و اگر هم بكنه در جهت منافع ملي خودش ميكنه حتي به قيمت موندن استبداد در غالب محافظه كار و يا اصلاح طلب.
دونفر نگاهي بهم كردند ويكي از انها گفت: مهندس مگه شماهم با آمريكا مخالف هستيد؟
گفتم : من تنها با استبداد مخالفم چه امريكا باشه ،چه شاه باشه، چه ولايت باشه، چه اصلاح طلب باشه و چه جمهوري خواه باشه .
يكي ديگه از اونها گفت: هركي غير از اينها باشه به ما آزادي ميده.
گفتم : دوست عزيز اولا آزادي دادني نيست، چون اوني كه بده، بعدا خودش هم ميگرد پس بايد ازادي را بدست اوري و بابت بدست اوردن و نگهداري ان هرينه سنگيني بپردازي و ثانيا ازادي كه ديگران بتو ميدهند از استبداد امروزدست كمي نداره چون ازدي دادني برابر است با بي هويت كردن و ازدست دادن اصالت و فرهنگ و در نهايت معنويت. امروز نيز ما دچارهمين مسئله هستيم. فكرش را بكن ، مواد مخدر فراوان، فاحشه هرمدل كه بخواهي در خانه ها عفاف و بازار ازاد، فقط مونده يه كاباره و دانسينگ ومشروب كه با كمي فشار از ناحيه آمريكا و اروپا اونهم رسما داير ميشه.
خوب اينهم ازادي تو ، ديگه چي ميخواي؟ صبح تا شب برو جون بكن به عشق كاباره ودانسينگ، ولي غارت و غارتگر باقي ميمونه و آش همون آشه و لي كاسه اش را عوض ميكنند.
اوني كه تو ميخواي همون شكم خواهي نه ازادي هرموقع جلو شكمت را گرفتي و از بندگي براي ان رها شدي اون روز تو آزادي را بدست اوردي، براي انسان ازاديخواه كباب و مرغ و جوجه با تكه ناني فرق نداره ، تنها چيزي كه براي اون مهمه اينكه ازادي خود را با كباب و مرغ و جوجه عوض نكنه؟
پس اونهايي كه الان دارن با ماشينهاي اخرين مدل و زنهاي انچناني در رستورانهاي بالا شهر ميخورند و بعد...... انسانهاي ازاده اي هستند ، مسلما كه نه اونها ازادي را با عيش و عشرت اشتباه گرفته اند.
البته اين رو هم بگم من نه با كاباره مخالفم و نه با دانسينگ و نه با مسجد وكليسا من با هركسي كه بخواهد ازادي مرا در انديشيدن ، تلاش براي توسعه كشورم و توزيع عادلانه ثروت بگيرد و مرا بي هويت كند مخالف هستم چه اخوند باشه ، چه شاه ،چه كمونيست وچه جمهوري خواه.
به ساعت نگاهي كردم، نزديك ده بود ، گفتم بچه ها همه اينها حرفه بايد خودومون براي روز عمل آماده كنيم ، يعني 18 تيرماه.
يكي از اونها گفت : بله رضا پهلوي هم گفته تو اينروز خبرهايي است.
گفتم: بله، اگر ملت ايران بتواند با مبارزه اصولي و بدور از خشونت و با كمي غيرت و گرفتن جلوي شكم،
سيستم اقتصادي استبداد را كه سوخت حكومتش را تامين ميكنه را بايك تحريم اقتصادي فراگير، فلج كنه ملت ايران براي هميشه از شر استبداد خلاص ميشه و آقاي رضا پهلوي و يا هركس ديگر كه سوداي حكومت در سر را داره، ديگر بفكربازگشت استبداد نمياندازه. شايد در فرداي آزادي در صورت ارانه دادن برنامه مناسب از سوي او خود منهم بعنوان رئيس جمهور به ايشان راي بدهم، اخه من اونو در مسابقه فوتبال از نزديك ديده ام.
هردو باهم گفتند : راست ميگي مهندس
گفتم : بله، در اين ارتباط مقاله اي را نيز در وب لاگ براي ازادي ايران نوشته ام ، وقت كرديد سري به ان بزنيد، بد نيست.
http://forfreeiran.bloggspot.com
با گفتن حتما و بفكر 18 تيرماه از همديگر خداحافظي كرديم.
راستي برداشت شما از ازادي چيست؟ و براي 18 تيرماه در فكر چه نوع مبارزه اي هستيد؟
ضمن احترام به عقايد شما فقط خواهش ميكنم بهترين و عاقلانه ترين راه براي مبارزه راانتخاب كنيد تا ديگر حسرت فرصتهاي از دست رفته را نخوريم.
پيش بسوي اتحاد و تشكيل شوراي همبستگي براي رهايي از استبداد
سياوش تهراني
اولين سرباز شوراي همبستگي براي رهايي از استبداد
Mail ad. rah_e_omid @yahoo.com